یادبود نخستین معلم مدرسه روستای واشقان

معلمی که الفبای زندگی را بر لوح سیاه روستا نوشت

مراسم یادبود زنده‌یاد غلامرضا امینی مصلح‌آبادی، نخستین معلم روستای واشقان، با حضور اعضای هیئت امنا، جمعی از شاگردان قدیمی و خانواده آن مرحوم در حسینیه واشقانی‌ها و هیئت متوسلین به حضرت قمر بنی‌هاشم برگزار شد؛ مراسمی که در آن، خاطرات بیش از شش دهه پیش بار دیگر زنده شد؛ روزهایی که «معلم روستا» الفبای زندگی را بر لوح سیاه مدرسه می‌نوشت و نسل‌های بعدی را به آموختن و پیشرفت فرامی‌خواند.
کد خبر : 13388
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 31 شهریور 1405 - 16:18
معلمی که الفبای زندگی را بر لوح سیاه روستا نوشت

به گزارش ایران روشن؛ این آیین، فرصتی بود برای دیدار دوباره شاگردانی که سال‌ها پیش پشت نیمکت‌های ساده مدرسه روستای واشقان نشسته بودند و امروز هر یک خانواده، شغل و زندگی مستقلی دارند. در این جمع صمیمی، اعضای خانواده معلم فقید نیز حضور یافتند و در کنار شاگردان قدیمی، یاد و خاطره مردی را گرامی داشتند که برای بسیاری از آنان فقط یک معلم نبود؛ بلکه بخشی از خاطرات دوران کودکی و مسیر زندگی‌شان به شمار می‌رفت.
غلامرضا امینی در دهه ۴۰ و در حدود ۲۰ سالگی، به عنوان نخستین معلم روستای واشقان کار خود را آغاز کرد. پیش از آن، کودکان روستا در مکتب‌خانه درس می‌خواندند. پس از او نیز آقای علی محمدی و سپس حاج میرزا علی مسئولیت آموزش کودکان روستا را بر عهده گرفتند، اما نام امینی مصلح‌آبادی همچنان به عنوان نخستین معلم مدرسه‌ای واشقان در خاطره اهالی باقی ماند.
واشقان در آن سال‌ها هنوز مدرسه‌ای نداشت. نخستین سال‌ تدریس امینی در خانه مشهدی حسن ملاحسین سپری شد. سال بعد، کلاس درس به خانه‌ حاج اسداله منتقل شد و سرانجام در سال سوم، مدرسه روستا آماده شد. با این حال، کمبود امکانات مانع از آن نشد که آموزش کودکان با جدیت دنبال شود.
یکی از ویژگی‌های مهم امینی، توجه او به سطح واقعی دانش‌آموزان بود. زمانی که وارد روستا شد، از کودکان امتحان تعیین سطح گرفت. از آنجا که بسیاری از آنان پیش‌تر در مکتب‌خانه درس خوانده بودند، دانش‌آموزان متناسب با سطح علمی خود در پایه‌های دوم، سوم و چهارم قرار گرفتند. او همزمان به آموزش دختران و پسران و دانش‌آموزان پایه‌های مختلف می‌پرداخت؛ کاری که در شرایط آن روز روستا، مسئولیتی سنگین به شمار می‌رفت.
اما آنچه بیش از همه در خاطرات شاگردان قدیمی برجسته است، رفتار مهربانانه و رابطه انسانی او با دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان است. امینی علاوه بر تدریس، شرایط زندگی مردم را نیز درک می‌کرد و تلاش داشت میان مدرسه و زندگی روزمره خانواده‌ها فاصله‌ای ایجاد نشود. اصلیت او از مصلح‌آباد بود و آشنایی با فرهنگ و زبان مردم منطقه باعث می‌شد ارتباط نزدیکی با کودکان و خانواده‌هایشان برقرار کند.
علی‌اکبر واشقانی، یکی از شاگردان آن سال‌ها، خاطره‌ای از دوران مدرسه نقل می‌کند که به خوبی نشان‌دهنده نگاه معلم روستا به شرایط زندگی خانواده‌هاست. او می‌گوید یک بار در فصل امتحانات، مادرش برای کار کشاورزی نتوانسته بود کارگر پیدا کند. به همین دلیل از او خواسته بود در کار کشاورزی کمک کند و آن روز به مدرسه نرود. علی‌اکبر که نگران امتحان بود، گریه می‌کرد. مادرش نزد معلم روستا رفت و موضوع را با او در میان گذاشت.
پاسخ امینی برای خانواده آرامش‌بخش بود. او با مهربانی گفته بود نگران نباشید؛ امروز پسرتان به شما کمک کند و مدرسه نیاید و فردا از او به صورت انفرادی امتحان می‌گیرم. این خاطره ساده، سال‌ها بعد همچنان در ذهن شاگردش باقی مانده است؛ خاطره‌ای از معلمی که در کنار آموزش، شرایط زندگی دانش‌آموزانش را نیز می‌دید.
سال‌ها بعد، مسیر زندگی امینی از واشقان به مدارس فراهان و اراک ادامه پیدا کرد، اما ارتباط او با شاگردان روستا هیچ‌گاه قطع نشد. حضور در مراسم شادی و سوگ خانواده‌های شاگردان، پرس‌وجو از وضعیت زندگی آنان و پیگیری آینده‌شان، بخشی از این ارتباط بود.
حتی پس از گذشت سال‌ها، وقتی شاگردانش بزرگ شده و در اراک یا تهران زندگی می‌کردند، رابطه آنها با معلم قدیمی همچنان برقرار بود. برخی از آنان به دیدارش می‌رفتند و با او درباره زندگی، کار و آینده خود صحبت می‌کردند. امینی نیز همواره از وضعیت و پیشرفت شاگردانش می‌پرسید و انتظار داشت آنان در زندگی به جایگاه‌های بهتری برسند.
این رابطه دوطرفه، در سال ۱۳۸۵ به برگزاری مراسمی برای تکریم او انجامید. در آن سال، جمعی از شاگردان قدیمی‌اش با تدارک مراسمی در سالن دانشگاه شهید بهشتی گرد هم آمدند و از معلم دوران کودکی خود دعوت کردند تا از او تقدیر کنند؛ دیداری که نشان داد رابطه میان معلم و شاگرد می‌تواند بسیار فراتر از سال‌های حضور در کلاس درس ادامه پیدا کند.
غلامرضا امینی سرانجام در ۶ شهریور امسال در سن 85 سالگی چشم از جهان فروبست و پس از تشییع و خاکسپاری، شاگردان قدیمی او بار دیگر گرد هم آمدند. این بار اما نه برای یک مراسم تکریم، بلکه برای بزرگداشت یاد معلمی که سال‌ها پیش در روستایی بدون مدرسه، کار خود را آغاز کرده بود.
پس از خاکسپاری، جمعی از شاگردان در حسینیه واشقانی‌ها در محله وحیدیه تهران گرد هم آمدند و از خانواده آن مرحوم برای حضور در این مراسم دعوت کردند. همسر، دو پسر، دختر و عروس زنده‌یاد امینی نیز در این جمع حاضر شدند و مورد استقبال شاگردان و اعضای هیئت امنا قرار گرفتند.
در ادامه مراسم، حاضران به بازگویی خاطرات سال‌های دور پرداختند؛ خاطراتی از کلاس‌های ساده، روزهای مدرسه، سختی‌های زندگی روستایی و معلمی که تلاش می‌کرد در کنار آموزش خواندن و نوشتن، راه زندگی را نیز به شاگردانش نشان دهد.
حسینیه واشقانی‌ها نیز در این میان تنها محل برگزاری یک مراسم نبود. این حسینیه طی سال‌ها به عنوان یکی از پایگاه‌های اجتماعی و مرکز همدلی فامیلی واشقانی‌ها شناخته شده است؛ جایی که در مناسبت‌های مختلف، اهالی و خانواده‌های وابسته به این منطقه گرد هم می‌آیند و خاطرات و پیوندهای اجتماعی خود را زنده نگه می‌دارند.
مراسم یادبود غلامرضا امینی مصلح‌آبادی، در واقع بازخوانی بخشی از تاریخ آموزش در روستای واشقان نیز بود؛ تاریخی که از مکتب‌خانه آغاز شد و با آمدن نخستین معلم رسمی روستا، شکل تازه‌ای به خود گرفت. بیش از شش دهه پس از آغاز آن روزها، شاگردان دیروز در حالی گرد هم آمدند که هر کدام بخشی از آن درس‌ها را با خود به زندگی برده‌اند.
شاید ماندگارترین میراث یک معلم، نه تنها کتاب‌ها و درس‌هایی باشد که به شاگردان می‌آموزد، بلکه اثری است که از رفتار، محبت و باور او به آینده دانش‌آموزان در ذهن آنان باقی می‌ماند. برای شاگردان غلامرضا امینی، خاطره «معلم روستا» همچنان با همین ویژگی‌ها زنده است؛ معلمی که بیش از ۶۵ سال پس از آغاز روزهای تدریسش، شاگردانش هنوز خود را وامدار محبت و آموزش او می‌دانند.

برچسب ها : ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.